دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
100
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
زندگيش همراهى كرد . همين مسأله نه فقط او را در سالنامههاى تاريخ صاحب مقامى كرده ، بلكه پايگاهى هم در افسانههاى مردمى و ادبياتهاى شرق و غرب ، تا به روزگار ما براى او فراهم ساخته است . نابودى شديد توان نظامى و اقتصادى آلتين اردو به دست تيمور ، روسيه كهن را تا حدود زيادى از يوغ تاتارها كه مدت مديدى از آن لطمه ديد ، نجات داد . سقوط فاجعهبار امپراتورى عثمانى پس از شكست انگوريه و اسارت سلطان بايزيد ، قسطنطنيه را كه در آستانه سقوط بود ، به مدت پنجاه سال ديگر نجات داد . در اين رهگذر ، تيمور كه خود را معيار و ملاك اسلام مىپنداشت ، به قدرتهاى مسيحى خدمت ارزشمندى انجام داد . البته لازم به گفتن نيست كه هدف وى اين نبوده است ؛ در واقع اينكه او از اين روابط و مناسبات علّى آگاه بوده يا نه ، در محاق ترديد است . در اين ميان حتى نمىتوان مسأله توافق با شاهزاده مسكوى و امپراتور بيزانس را مطرح ساخت . باوجود اين همين مسأله مىرساند كه تيمور ( كه به دنبال برقرارى دوباره امپراتورى جهانى مغولان بود ) هميشه هم ملاحظات سياسى جهانى را در نظر نداشته است . از آنجا كه در لشكركشيهاى تيمور تعيين و تشخيص روشنى از سياست جهانىاش دشوار است ، لذا تعيين چگونگى اهداف او در پيروزى لشكركشيهاى گوناگوناش نيز دشوار است . شواهد چندانى هم از برنامهريزى و ملاحظات اقتصادى او در دست نيست بجز تأمين احتياجات اوليه توسعه سمرقند و مبالغى معين كه بهعنوان كمك به ساير شهرهاى ماوراء النهر ازجمله شهر سبز كرده است . چنين مىنمايد كه تيمور آگاهى واقعا روشنى از ضرورت برنامهريزى درازمدت و يا نقشه براى آينده نداشته است ، گويى مناطق مفتوحه كه متحد باقى مىماندند از سياست سختكشى تيمور واهمه داشتند ؛ چون سياست سختكشى در مورد مناطقى كه فرمانبردارى نمىكردند و يا عليه تيمور به پا مىخاستند ، اعمال مىگرديد . در اين مورد نمونههاى وحشتبار شهرهاى هرات ، تبريز ، اصفهان و بغداد تأثير دلخواهى به جا گذاشت ، امّا آن اعمال هم در درازمدت نتوانست فقدان بينش سياستمدارانه تيمور را بهبود ببخشد و در نتيجه ، شكست و ناكامى او تغييرات و تحولات ساختارى مناسبى درپى داشت . چنين مىنمايد كه تيمور اساسا راضى به اين بود كه اعضاى سلسلههاى مناطق متصرفه را دستنشانده خود ساخته و آنان هم نسبت به وى وفادار باقى بمانند . البته اين راهحل فقط در موارد استثنايى عملى بود ، چون خطر يك چنين حاكمان پيمانشكن بسيار زياد بود ، تيمور به محض اينكه فرزندان و نوادگان او در كنار ساير شاهزادگان سلسلهاش به تدريج به سن قانونى و ارشدى رسيدند ، به اصل كهن تركى برگشت و حاكمان را از ميان اعضاى خانواده خود انتخاب كرد . در چنين